2019
performance and sculpture; plaster, clay, soot, oil, wood, iron, hide glue, women’s hair.
Epitaph: Arabic, Eastern Qarmatian kufic
The piece is an answer to Shihab al-Din Suhrawardi‘s The Red Intellect. It is accompanied by a ritual text written in archaic Persian.
۱۳۹۸
اجرا و مجسمه؛ گچ، خاک، دوده، روغن، چوب، آهن، سیریشم، موی زن. گورنبشت: عربی، کوفی مشرقی قرمطی
پاسخیست به «عقل سرخ» شهابالدین سهروردی. متن آیینی اثر را همراهی میکند:
«چاهی از جایی برگیرند و پیش تو آرند. قعر و اندرونهاش به تاریکی هر چه غاسق است مدهون کنند تا بعاقبت چشمهای تاریک از جوهر غاسق در قعر بماند. پوستهی بیرون چاه بگذارند اما گرد بر گردش به خط مقرمط جلی و به جوهر غاسق و موی ما زنان بنویسند «والنور عاشق للظلمات لایعلم مأواه فهو بشوقه ینجذب الی أسفل سافلین» و به خط خفیِ سست به جوهر غاسق و از مویْ شمسهای سیاهْ گردِ غسق بسازند از «ان الله تعالی خلق الخلق فی الظلمه ثم» و مابقی نانوشته بگذارند و باز شمسهای سیاه گرد دهان چاه سیاه بنشانند منظر حق را تا مگر مردم سیاهجامه مشق غسق کنند و چاه را از شعاع سوختهی او تسیع کنند: نخست نفس خویش بازپس دهند و سپس به دمی زفیر به درون کشند، آنگاه چاه سیاه را چند انگشت از زمین به سوی آسمان بردارند. بیهویدا بر وجهی سویدای جان را غسقها گویند که باری در ظاهر ایشان پیدا آید. چاه و نفس را آن مقدار که توانند نگاه دارند. آنگاه غسقگویان به بازدمی شهیق هر دو را به همان مُقام بر زمین بگذارند. چون تمنّای غسق بر ظاهر ایشان روی ننمود یا روی در نقصان آورد به سر تکرار بازآیند و مرةً بعدَ اُخری غسقگویان از همان مقام برگیرند و کرةً بعدَ اُخری غسقگویان به همان مقام فرو بگذارند تا بعاقبت بعد از تاریکی تاریکی بینند و بس.»